مرتضى راوندى

25

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در نتيجهء كم شدن باران جريان آب رودها بيش از پيش منظم گرديد . در اين عهد انسان پيش از تاريخ كه بيشتر در نجد ايران مىزيست در غارها يا پناهگاههاى سنگى مسكن و جايگاهى براى خود مىساخت . نمونهء اين قبيل مساكن ضمن حفارى غارى در تنگ پبده در كوههاى بختيارى واقع در شمال شرقى شوشتر به دست آمد است . به عقيدهء گيرشمن : در اينجا انسان براى تهيهء خوراك خود به شكار مىپرداخت و براى اين منظور حيله را بيش از اعمال قدرت به كار مىبرد . وى به طرز استعمال چكش سنگى ، تبر دستى ، تبرى كه به چوبدستى شكافدار متصل بود ، آشنايى داشت . همهء اينها ابزارهاى بدوى است كه بوسيلهء صيقل ، اندكى از ناهنجارى آنها كاسته مىشد ، آلات استخوانى از قبيل درفش كه از استخوان حيوانات مىساختند ، بمراتب كمتر از مصنوعات سنگى متداول بود . ليكن انسان در آن دوره يك نوع ظروف سفالين ناهموار را كه بطور ناقص پخته بود ، به كار مىبرد و در پايان دورهء سكونت در غار اين ظروف از فرط دودخوردگى به رنگ سياه سير درآمده بود . . . « 36 » ويل دورانت مىنويسد : اكنون در موزه‌ها افزارهاى جنگى زيادى نظير كارد و تير و كمان و نيزه و غيره ديده مىشود كه وسيلهء شكار و جنگيدن انسانهاى ابتدايى با حيوانات بود . اگر امروز شكار براى انسان جنبهء تفريحى دارد ، در آن روزگار امرى حياتى و ضرورى بود . انسان آن روز فاقد حس پيش‌بينى و دورانديشى بود . بعضى معتقدند حيواناتى نظير زنبور عسل و مورچه براى نخستين‌بار به اجداد ما راه ذخيره كردن آذوقه براى فردا را آموختند . انسان ابتدايى همين كه شكارى مىيافت با رفقاى خود آن را تناول مىكرد و غالبا از پرخورى يا از كمبود غذا رنج مىبرد . هزاران سال طول كشيد تا انسان به سه نوبت غذا خوردن در روز عادت كرد . « 37 » به نظر ولز : « در حدود 12 هزار سال پيش عصر پارينه سنگى پايان مىيابد ، نقشه و وضع جهان به شكل امروزى نزديك مىشود و مناظر و گياهان و جانوران به حال و وضع كنونى درمىآيند ، زندگى فقط از راه شكار پايان مىيابد ، بسيارى از جانوران نظير گوزن وحشى و انواع گاو وحشى جاى خود را به حيوانات جديدى مىسپرند . در اين هنگام انسان در اروپا از درياى بالتيك يا جزاير بريتانيا پا فراتر نگذاشته بود ، اينك شبه جزيرهء اسكانديناوى و روسيهء بزرگ مناطق قابل زيست گشته بودند . انسان دوران نوسنگى ابزارهاى سنگى صيقل شده و بويژه تبر سنگى را كه به دسته‌اى چوبى بسته مىشد ، به كار مىبرد و در كار جنگ و قطع درختان از آن استفاده مىكرد . مردم اين دوران بدون اينكه از شكار دست بردارند به كشت و كار و بهره گرفتن از گياهان و تخمها پرداختند زنان در فعاليتهاى كشاورزى نقش اساسى داشتند . انسان اين دوران سگ ، گاو ،

--> ( 36 ) . ر . گيرشمن ، ايران از آغاز تا اسلام ، ترجمهء دكتر محمد معين ، ص 8 - 9 . ( 37 ) . ويل دورانت ، تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش اول ) ، ترجمهء احمد آرام ، ص 12 .